(ندا) وپسمنظرتاریخی آن

در دهۀ چهل خورشیدی هنگامی که جنبشهای روشنفکری و روشنگری بار دیگردر افغانستان اوج میگرفت؛حزب دموکراتیک خلق افغانستان و جریان دموکراتیک نوین که پس از چندی به نام ارگان نشراتیش "شعلۀ جاوید "مسمٌی گردید؛بر پایۀعناصر سیاسی بازمانده از دوران هفتم شورای ملی در جناح چپ بوجود آمدند.
این جریانها در سیر تکاملی و آتی خویش به تفرقه وپراکنده گی دچارگردیدند. چنانچه در سال1345 خورشیدی حزب دموکراتیک خلق به دو جناح" خـلق " و" پرچـم " منشعب گردید.سالهای بعد از جناح خلق چند دستۀ دیگرجداشد که یکی از آنها سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان بود. شادروان شهید جاویدانیاد محمد طاهر بدخشی که یکی از بنیادگذاران حزب دموکراتیک خلق بود؛نظر به اختلافات اصولی ایدیالوژیک و سیاسی با جناح شووینستی بخش خلق ح.د.خ از جمله شخص حفیظ الله امین که درسا ل 1346خورشیدی برهبری این جناح راه یافته بود؛ بر سرطرح مسألۀ ملی،شیوه های مبارزاتی وعدم اعتماد بسیاری از اعضا و فعالین حزبی به حفیظ الله امین با این جناح پیوند سیاسی خود را گسست و مدتی را به مطالعۀ اوضاع بسر برد.

 با خروج بدخشی از جناح خلق در خزان 1346هجری خورشیدی شمار زیادی از فعالین سیاسی آن با این جناح قطع رابطه نمودند.آن کادرها و فعالینی که در پی بدخشی از جناح خلق بیرون شده بودند؛ شاد روان محمد طاهر بدخشی را زیر فشار قرار دادند تا به تشکل و سازماندهی آنها بپردازد.همان بود که در 15برج اسد 1347خورشیدی حلقه ای متشکل از 21 تن از فعالین سیاسی آنوقت که به نماینده گی از کمیته ها و حوزه های سراسر کشورگرد هم آمده بودند؛ تحت رهبری خردمندانۀ شهید محمد طاهر بدخشی در منزلش واقع کارتۀ چارکابل به نام " محفل انتظار " سازمانی را بنیاد گذاری نمودند. این محفل با تحلیل و ارزیابی از اوضاع کشور و جهان مشی ایدیالوژیک و سیاسی خودرا تدوین نمود. طرح و حل اصولی مسألۀ ملی درکشور کثیر الملۀ افغانستان؛سیاست عدم دنباله روی در میان کشورهای سوسیالستی؛رعایت دقیق ارزشهای دین مقدس اسلام، آگاهی بخشی، بسیج و سازماندهی روشنفکران، کار گران ،دهقانان و زحمتکشان شهرهاوروستاها از طریق کار توده ای از خطوط برجستۀ این محفل به شمار میرفت. بدین منظور تربیت کادرها و فعالین سیاسی حرفوی که بتوانند با تلفیق مبارزات علنی و مخفی در میان مردم به بسیج و سازماندهی آنها بپردازند؛در دستورکار قرار گرفت.

در کنفرانسهای همه ساله و در نشستهای پیگیر خویش محفل توانست شمار زیادی از اعضا و فعالین را در سطوح مختلف و در بخشهای گوناکون ملکی، نظامی و توده ای پرورش دهد و با سهمگیری آنها درمبارزات پیگیر علنی و مخفی به ویژه جنبش روشنفکری؛ نه تنها به ارتقای سطح آگاهی و توانایی های آنها دست یابد؛ بلکه با تکیه بر مبارزۀ مخفی و کار توده ای در مدت کوتاهی توانست به یک سازمان با انضباط و متشکل تبدیل گردد. جناح شوینستی سلطنت تحت رهبری سردار محـمد داود که از بیم رشد نهضت انقلابی کشور به هراس افتتاده بود؛ با کودتای سرطان 1352 خورشیدی در همکاری با شاخه های نظامی جناح های خلق و پرچـم،دموکراسی نیم بندسلطنت محــمد ظاهـر شاه را از میان برد و رژیم استبدادی کامل را در کشور بر قرار کردو مناسبات سیاسی خودرا تحت تأثیر آن جناح ها با اتحاد شوروی وقت نزدیکتر ساخت.
بدین ترتیب به جز جناح های ح ، د ،خ ،ا همه سازمانهای سیاسی در چپ و راست زیر پیگردجدی قرار گرفتند. قیامهای سازمانهای دست راستی " اخوان المسلمین " در چند ولایت سرکوب و شماری از رهبران و فعالین سیاسی آنها زندانی گردید. بدنبال آن قیام" درواز " درتابستان 1354 که برهبری مولانای شهید بحرالدین " باعث " انجام گرفت ؛ س، ا ،ز، ا را نیز مورد سرکوب قرار داد. درین قیام مولانا با 16 تن ازیارانش در منطقۀ "راغ " دستگیرو شماری از رهبران و فعالین دیگر سازمان به شمول محمد طاهر بدخشی ، محمد بشیر بغلانی و محمد اسحاق کاوه شکنجه و زندانی گردیدند.
این خیزش ارزیابیها و نتیجه گیریهای متفاوتی را در میان فعالین سیاسی سازمان بر انگیخت. برخی از فعالین حرفوی که با شتابزده گی خواستار سرنگونی رژیم بودند؛به اغوای محمد اسماعیل اکبر یک تن از فعالین که از جانب استخبارات وقت در میان شان جایگاه محکمی بدست آورده بود؛ در غیاب رهبری زندانی شده ، مقدمات تشکیل دستۀ جداگانه ای را فراهم نمودند که بعدها به نام سفزا( سازمان فداییان زحمتکشان افغانستان ) مسمٌی گردید.

در 20 عقرب 1355 کنفرانسی از اعضای کمیته مرکزی و دیگر بخشهای رهبری سازا در قلعۀ زمانخان شهر کابل زیرپیگرد و اختناق شدید رژیم در منزل انجنیر بدیع الزمان یک تن از اعضای کمیته مرکزی و رهبری سازمان تشکیل یافت که دران 50 تن شرکت ورزیده بودند. این کنفرانس وظیفه داشت تا اختلافات درونی و ارزیابیهای متفاوت قیام درواز را ارزیابی و مشی سیاسی و ایدیالوژیک سازمان را تعیین نماید. این کنفرانس که در 3 شبانه روزبه گرداننده گی "ظهوراللۀ" ظهوری" ادامه یافت؛ توانست مشی سیاسی و ایدیالوژیک سازمان و استحکام تشکیلاتی آنرا تثبیت کند.
کنفرانس شخص اغواگر را با دو،سه تن از همراهانش به جزای انضباطی محکوم کرد. این شخص در سال بعدی توانست شمار اندکی از فعالین را با خود همراه سازد ودستۀ جداگانه ای را تشکیل دهد که قبلاً برشمردیم. باکودتای 7ثور 1357که رژیم طراز فاشیستی حفیظ الله امین رویکار آمد؛سیاست اختناق شدید و سرکوب ؛ سراسر کشور را فراگرفت.

حفیظ الله امین و شرکاء جرمش از همان سپیده دم کودتا به دستگیری؛شکنجه، قتل و کشتار فردی و جمعی روشنفکران ،کارگران ،روحانیون ،دهقانان و دیگر طبقات اهالی صرف نظر از تعلقات آنها به جریانات سیاسی، وابسته گی اتنیکی و اعتقادی شان اقدام ورزیدند؛ تا دهشت ووحشت را بر جانها مستولی و مردم را به برده گان بی ارادۀ خویش تبدیل کنند. مردم افغانستان که هیچگاه در برابر استبداد سر فرو نکرده و خاموش ننشسته اند؛ با واکنش منطقی علیه رژیم خون آشام قیامهای برحق و سراسری را براه انداختند. اما پیش ازانکه این قیامها فراگیر و چهرۀ کریه رژیم از زیر نقاب اندیشه های پیشروعصر، بدر آید؛ سفزا به اغوای همان جاسوس شناخته شده ،قیام بی تدارک و نافرجامی را در 3 نقطۀ جدا ازهم در تخار و بدخشان براه انداخت که با سرعت و خشونت سرکوب گردید.
سازا که دران زمان سرگرم سازماندهی مجدد و مذاکره با سازمانهای سیاسی دیگر به منظور ایجاد جبهۀ نیرومند ضد رژیم و تدارک قیامهای سراسری بود؛ناگهان مورد ضربت و سرکوب شدید قرار گرفت. زیرا رهبران آن قیام نافرجام به اغوای محمد اسماعیل اکبر- همان جاسوس شناخته شده – که تا امروز در رژیمهای گوناگون نقش چند جانبۀ استخباراتی خود را ایفامیکند؛ فیصله نموده بودندکه در صورت دستگیری شان ، آنها عاملان قضیه را اعضای شناخته شدۀ رهبری سازا قلمداد دهند. رژیم طراز فاشیستی که بدون آنهم با سازمان انقلابی زحمتتکشان افغانستان سر خصومت داشت ؛با توسٌل بدان دستاویز، به دستگیری، شکنجه و قتل عام اعضای علنی و مخفی آن پرداخت و تا نابودی حفیظ الله امین بیشتر از سه هزار تن از رهبران وفعالین و صدها تن از هواداران این سازمان به شمول بنیادگذار و رهبرخردمندش را به شهادت رساند.

در حوت 1359 شمار اندکی از فعالینی که از زندانها جان سالم بدر برده بودند؛در کابل گِردِهم آمدند تا به بازسازی و احیای مجدد سازمان بپردازند. از شمار 9 تن ، چهار تن آنها در همان روزهای نخستین به حاکمیت تازه پای پرچم و شوروی پیوستند وکار با 5 تن از اعضای باقیمانده با دشواری پی ریزی گردید. آنها در توالی دوسال باکار مستمر و پیگیر توانستند سازمان را احیا کنند.در کنفرانس حمل 1362 خیرخانۀ کابل نماینده گان منتخب از مرکز وولایات گرد هم آمدند. آنها نه تنها کمیته مرکزی و دفتر سیاسی؛ بلکه سایر رهبری بخشهای سازمان را با رایگیری مخفی انتخاب و تعیین نمودند.
افزون بران شیوه های مبارزاتی سازمان را با تکیه بر کار مخفی و راهیابی در جنبش مسلح برحق مردم ،بسیج و سازماندهی آن و مبارزه با نیروهای عقبگرا در درون جنبش با خطوط برجسته تعیین و تدوین نمودند. همزمان مذاکره و تفاهم را با دسته ها و گروه های مسلح ملی در درون جنبش نیز در دستور روز رهبری قرار دادند.درین راستا مذاکره با حزب حاکم را هم ضروری انگاشتند.
بدین ترتیب سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان به بسیج و سازماندهی جنبش مقاومت مردم در مناطق پایگاهی پرداخت. همزمان با چنین فعالیتهایی به تربیت فعالین سیاسی و نظامی در میان جوانان ،روشنفکران ،دختران و پسران نیز اقدام نمود. با توجه به کار سیاسی – نظامی در صفوف قوای مسلح کشور ،شاخۀ نظامی قبلی را احیا و افسران بیشماری را در قد مه های گوناگون جلب و جذب نمود. چنانکه تا سال1367 نه تنها در میان قوای مسلح دولت ؛ بلکه در صفوف نیروهای مخالف آن اعضا و هواداران بیشماری را بسیج و سازماندهی کرده واز حیثیت والایی برخوردار گردیده بود.
در آستانۀ خروج قطعات نظامی شوروی از کشور، رهبری سازا با امضای پروتوکول همکااری با حزب حاکم وقت و شرکت در ادارۀ دولتی در عرصه های گوناگون سیاسی و نظامی،نه تنها تجارب تازه ای کسب نمود؛ بلکه توانست به یک سازمان نیرومند تبدیل گردد و در تمام عرصه ها فعالیت خودرا گسترش بخشد. علی الرغم کارشکنی ها و سنگ اندازیهای عناصر معینی ازرهبری حزب حاکم درتوالی چهارسال ؛ س،ا،ز،ا نقش و رسالت خودرا در رهبری بخشی از نیروهای ملی و مترقی کشور بدرستی به انجام رسانید.

همزمان با تحولات جهانی و تغییر در تناسب نیروهای در گیر داخلی، پیش از فروپاشی اتحاد شوروی 3 تن از شمار چهارتن از اعضای اصلی دفتر سیاسی سازا به شمول یکی از منشیان کمیته مرکزی با تحلیل از وضع جهانی به ویژه اتحادشوروی که فروپاشی قریب الوقوع آنرا پیشبینی نموده بودند؛ با درک از انکشاف اوضاع داخلی و جهانی بدین امر باورمند شده بودند که دیگر نمیتوان با شعارها و سیاستهای دوران جنگ سرد ،استراتژی و تکتیکهای خودرا عیٌار نمود.ازینرو فیصله کردند تا با طرح برنامه و آیین نامه و تغییر نام سازا به " نهضت دموکراسی افغانستان" (ندا) و نشر آن در شمارۀ 25 سال سوم مؤرخ حمل 1369خورشیدی مطابق مارچ 1990میلادی این طرح مرامی را به نظرخواهی گذارند. طراحان این اندیشه بدین باوربود ند که با این اقدام میتوانند متحدین تازه ای را در میان جنبش مقاومت داخلی و نیروهای فعال سیاسی در کشورهای همسایه، منطقه و جهان بدست آورند و افقهای تازه ای را در کار و پیکار آن بکشایند.
اما تنی چند از اعضای علی البدل دفتر سیاسی به شمول منشی آنوقت سازمان ؛تغییر در برنامه ،آیین نامه و نام سازمان را توطئه علیه خود پنداشتند و با آن از در مخالفت درامدند.آنها با استفاده از نیروی عادت و کمبود آگاهی فعالین شرکت کننده در پلنوم کمیته مرکزی که به نسبت نبود امکانات ارتباطی و فرصت لازم آگاهی بخشی و روشنگری - که بیشتر شان از ولایات و جبهات آمده بودند و با طرح های تازه آشنایی لازم و کافی نداشتند ؛ توانستندد فضای پلنوم را مغشوش و طرح را با مخالفت اکثریت رد نمایند.
بدین ترتیب طراحان نهضت دموکراسی که بیشتر از دوثلث اعضای اصلی دفتر سیاسی را تشکیل میدادند ؛و دیگر بامشی و سیاستهای قبلی باور نداشتند ؛ از سازمان بریدند؛ ولی نخواستند دران برهۀ زمانی علیه آن به تخریب و توطئه دست یازند.
سازا که ازان پس از رهبری سالم و با ابتکار تهی گردیده بود ؛ روز به روز تضعیف گردید و در مدت کوتاهی نیروهای سیاسی و نظامی خودرا از دست داد. سرانجام با فروپاشی رژیم روانشاد داکتر نجیب الله و پیروزی تنظیمهای اسلامی در 8 ثور 1371 خورشیدی نخست به انزوا و سپس رسماً به انحلال مواجه گردید. سند انحلال آن که از جانب رهبری آنوقت در نشست فوق العادۀ اعضای باقیماندۀ کمیته مرکزی که به تاریخ 13-14 سرطان سال 1371 در شهر مزار شریف تصویب گردیده است موجود میباشد. با پیروزی تنظیمهای اسلامی اوضاع در سراسر کشور آشفته شد و آتش جنگهای تنظیمی بسرعت همه جارا فرا گرفت. چور و چپاول ،شکنجه ،زندان ، قتل و غارت اهالی در شهرهاو روستاها خانه به خانه و کوچه به کوچه شب و روز ادامه یافت. رهبران تنظیمها و قومندانان وابسته بدانها به خاطر کسب قدرت و ثروت به جانِ هم افتادند و چنان جنایاتی را مرتکب شدند که در تاریخ کشور نظیر ی نداشت. مردم بخاطرحفظ آبرو ،جان و ناموس شان دست از خانه و کاشانه بر داشتند. دسته دسته یکجا با زنان و کودکان، جوانان و پیر مردان با سرو پای برهنه به کشورهای همسایه ،منطقه و جهان آواره و پناهنده شدند. بدین ترتیب در جامعه نیروهای آگاه سیاسی به ویژه روشنفکران و متخصصین رشته های گوناگون علمی ،فنی و هنری رو به کاهش گذاشت.
با رویکارشدن گروه افراطی طالبان اوضاع بازهم وخیمتر گردید. رژیم قرون وسطایی طالبان که از جانب پاکستان و عربستان سعودی و شیوخ خلیج در همکاری با تروریستهای بین المللی و استخبارات جهانی به قدرت رسانیده شد؛ تا 11 سیپتیمبر سال 2001 با پیشبرد سیاست طراز فاشیستی و سرکوب قیامهای ملیتهای مختلف ساکن کشور و اجرای سیاست "زمین سوخته " افغانستان را به گورستان ساکنین آن مبدٌل کرد.
شمارزیادی از روشنفکران و عناصر آگاه این بار نیز ناگزیر گردیدند که با فرار از زیرساطور چنین رژیمی خانه و کاشانۀ خودرا ترک گویند.آن آفراد و شخصیتهایی که نخواستند و یا نتوانستند به خارج از کشور فرار نمایند ؛ با تحمل دشواریها و رنجها ی فراوانی روبرو گردیدند که با ید بر شکیبایی و بردباری آنها سرِ تعظیم فرود آورد. بدین ترتیب پس از پیروزی تنظیمهای اسلامی زمینۀ کار منظم سیاسی از میان رفت. نهضت دموکراسی نیز نتوانست در داخل کشور به بسیج و سازماندهی خود بپردازد. با آنکه هواخواخان آن در خارج از کشور گاه وبیگاه روابطی بر قرار میکردند؛ مگر این روابط پراکنده نمیتوانست تأثیر سازنده و گسترده در کشور و خارج ازان داشته باشد.
با آنکه خطوط کلی طرح مرامی ندا قریب دو دهه قبل در شرایط جنگ سرد و جهان دو قطبی تدوین گردیده بود؛ علی الرغم تغییرات کلی که در وضع جهان به میان آمده است بازهم اصول کلی آن که عبارت از روح دموکراسی ،تأمین حقوق بشر تحقق فـدرالزم و عدالت اجتماعی، ختم جنگ و تأمین صلح و امنیت ،تأمین استقلال ، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ،حفظ و پاکیزه گی محیط زیست و غیره میباشند آن اصول عام و کلی است که تاکنون اصالت و رسالت خودرا نگه داشته اند.

پس از سرنگونی رژیم بنیادگرا و قرون وسطایی طالبان و ایجاد دولت اسلامی تحت نظر ملل متحد و رهبری ایالات متحده شماری از فعالین سیاسی هواخواه نهضت دموکراسی در20 حوت 1385درکشورگرد هم آمدند تا یکبار دیگر تشکیل آنرا رونق دهند. درنخستین نشست که 23تن دران اشتراک ورزیده بودند؛ فیصله شد تا طرح مرامی اولی (ندا ) از آرشیف جریدۀ میهن بدسترس قرار بگیرد و کمیسیونی توظیف گردد تا آنرا مطابق شرایط نوین بازنویسی نماید. همزمان آیین نامۀ آن نیز که در جریدۀ میهن بدنبال نشر طرح مرامی( ندا ) انتشار یافته بود؛ ازان جریده برگرفته شود تا در راستای اصول مطروحه دران به ساختمان تشکیلاتی آن اقدام گردد. در بهار سال 1386 هر قدر تلاش نمودیم ؛ طرح آیین نامه مطروحه بدست نیامد. بنابران ناگزیر گردیدیم تا آیین نامۀ آنرا از نو بنویسیم. تا برج اسد همانسال طرح آیین نامه تکمیل و بدسترس قرار گرفت. در نخستین اجلاس شورای مؤسسین ؛ در حدود 30 تن از فعالین و هواخواهان نهضت دموکراسی شرکت کردند. این شورا در جلسات پیهم چند روزه توانست طرح مرامی و آیین نامه را بررسی ،نقد و تصویب نماید . در پایان شورای اجرائیه و کمسیونهای جنبی آنرا نیز بر اساس اصول مطروحه در آیین نامه انتخاب نمود.
ازان پس کارسازماندهی نهضت آغاز گردید. در طی چند سال در بسیاری از نقاط کشور شوراهای ولایتی و در کابل شورای مکزی وشورای اجرائیۀ مرکزی با کمیسیونهای جنبی آن ایجادشده است. با راه اندازی صفحۀ انترنیتی گام دیگری در راستای استحکام درونی و توسعۀ بیرونی نهضت دموکراسی افغانستان برداشته خواهد شد. امید واریم کمیسیون برون مرزی آن بتواند کار این صفحۀ انترنیتی را چنانکه لازم است ؛ پیش برد.

سازا پس از انحلالش به شاخه های چند تجزیه شد. شماری از فعالینش بدنبال تنظیمهای اسلامی رهکشود. تعدادی اندکی ازاعضایش به حزب آزاده گان که از اندیشه های پیشین سازا حرفی هم در خود ندارد پیوست. شماری از هواخواهانش به کنگرۀ ملی چشم دوخت. اما بد نۀ اصلی آن با سازماندهی مجدد نهصت دموکراسی خود را پاسدار اندیشه ها و سنن مبارزاتی هم سازا و هم سفزامیداند و تلاش میورزد تا رهروان راه آنها را تنها نگذارد و گرد و غبار تاریخ را از چهر های آن پیشگامانی که جانهای شیرین خود را دراه تحقق آرمانهای انسانی و وطندوستانۀ آنها فداکرده اند ؛پاک کند و آنها را به نسل کنونی و آیندۀ کشور معرفی نماید.
از ینرو از همه روشنفکران و قلم بدستانی که با اندیشه های نهضت دموکراسی افغانستان همسویی داشته باشند ؛ تقاضا میکنیم تااز همکاری با ما دریغ نکنند. به همینگونه از خانواده های قربانیان وشهدای این راه مصرانه می طلبیم تا عکسها زنده گینامه هاو خاطرات عزیزانشان را به آدرس انترنیتی( ندا ) بفرستند تا با نشر آن نه تنها یاد آن عزیزان جاودان گردد ؛ بلکه با معرفی آنها نسل نوین کشور با چهرۀ شخصیتهای سیاسی که درقدمه های مختلف ، در راه ترقی و تأمین عدالت اجتماعی میهن جانهای شیرین خودرا فداکرده اند؛ آشنا شوند.

 

                              ا بلاغیۀ کمیته مرکزی سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان
                           در مورد انحلال این سازمان در سال 1371 خورشیدی

اجلاس کمیته مرکزی سازمان انقلابی [ زحمتکشان ] افغانستان به تاریخ 13-14 سرطان سال 1371 برگزار گردید. در اجلاس اوضاع ملی و بین المللی بطور مبسوط وهمه جانبه تحلیل و ارزیابی شدو اثرات دگر گونی ها وتحولات در سطح جهانی و منطقه بالای اوضاع سیاسی – نظامی کشورمان موردبررسی دقیق قرارگرفت و همچنان پیرامون طرحها وپسمنظر فعالیتهای سازمان بحث جدی و نقادانه صورت گرفت و چنین ارزیابی گردید:
بیست وچهارسال پیش درکشورکثیر المله واستعمار زدۀ ما با موجودیت حاکمیت سیاسی استبدادی وتک ملیتی، نظام ارباب رعیتی، فقر،بیسوادی ونابرابری های اجتماعی ناشی ازآن ازیکسووگسترش سیاستهای توسعه طلبانۀ قدرتهای استعماری و استکباری از سوی دیگرکه عوامل بازدارندۀ رشد سالم اجتماعی – اقتصادی وفرهنگی جامعه راتشکیل میداد [ میدادند]؛تعدادی ازروشنفکران ملی به ایجاد تشکل سیاسیی دست یازیدندکه با انکشا فات اوضاع ملی و جهانی به مثابۀ سازمان مستقل سیاسی( س،ا،ز،ا )به فعالیت خویش تا اکنون ادامه داده است. س،ا،ز،ا به منظور مبارزه با عوامل فوق از تجارب انقلابی مردمان و کشورهای جهان استفاده نموده واما هیچگاه مقلد نبوده و متکی بر اراده و تفکر مستقل خود، خصوصیات ملی اسلامی – تاریخی و فرهنگی کشور را در نظر داشته است. س،ا،ز،ا با ویژه گیهای معین سیاسی وایدیالوژیک زیرین پیریزی شده است:

س،ا،ز،ابرای نخستین بار علیه سیطره جویی قبیلوی و شوینیزم تک ملتی به مثابۀ بقایای استعمارصدای اعتراض خودرابلند کردوبرابری حقوق سیاسی،اقتصادی وفرهنگی ملیتها و اقوام کشور را شرط اساسی برای تأمین و تحکیم همبسته گی ملی و قرار گرفتن جامعه درمسیر پیشرفت وتکامل سالم اجتماعی اعلام نمود.سازمان برای ا ولین بار مؤثر ترین و منطقی ترین راه حل این معضلۀ بغرنج اجتماعی را از طریق ایجاد نظام دولتی فدرالی بر پایۀ ویژه گیهای ملی – تاریخی ،جغرافیایی و تجدید نظر بر ساختا راداری ـ سیاسی کشور مطرح کرد.

س،ا،ز،ا اصل عدم دنباله روی وعدم وابسته گی رابه مثابۀ سیاست رسمی خویش مطرح نمود. اصل عدم دنباله روی یعنی پیروی از سیاست قضاوت آزاد، استقلال اندیشه و عمل،اتکاءبه خودو توجه اصلی و اساسی به منافع ملی، ارزشهای تاریخی،معنوی و فرهنگی جامعه؛ یعنی مبارزه فعال علیه جزمگرایی، کلیشه سازی،تقلید کور کورانه وتحجراندیشی است. کشورما از ناحیۀ وابسته گی رژیمها،اجزاب و سازمانهای وابسته ودنباله رودرگذشته بخصوص دوران حاکمیت مزدور منشانۀ 14 سال اخیر،زیانهای جانکاهی را متحمل شده است.هم اکنون وابسته گی برخی از تنظیمها و احزاب جهادی، دشواری های زیادی را در کار تشکیل و تحکیم دولت اسلامی و تإمین امنیت سراسری بوجود آورده است.

.س،ا،ز،اهمواره بدین باور بوده است که طی چهارده قرن ،خراسان دیروز، افغانستان امروزکشور اسلامی بوده وطی این مدت درجومعنویت ا سلامی ودر پرتو تعالیم رهایی بخش اسلام جنبشهای سییاسی، فرهنگی وملی بزرگی بوقوع پیوسته است که نتائج آن به مثابۀ میراث معنوی فرهنگی باعث افتخار ماست. این میراث بزرگ معنوی همچنان که در بسیج همگانی مردم متدین ماعلیه توسعه طلبان و تجاوزگران اجنبی در جهت دفاع از آزادی، استقلال و هویت ملی و انسانی نقش اساسی داشته است؛ میتواند به مثابۀ عامل نیرومندی در جهت رهایی کشور از شرایط قرون وسطائی و عقب مانده گی سده ها و طرد مظالم و مفاسد، جهل و بیسوادی عمل کند. زیرا آیین اسلام با ستمگری، زورگویی و استعمار بیگانه است و از مظلومان و بهره دهان و زحمتکشان دفاع میکند. اما میان اسلام واقعی و جوهر عدالت پسندانه و انقلابی آن که آیین رستگاری و سرچشمۀ سعادت است؛ با روحانیت قشری و محافظه کار که آرایشگر رژیمهای استبدادی و مزدور بوده و اسلام را وسیلۀ پرده پوشی ظلم ظالمان و ستمگری ستمگران قرار میدهد باید تفاوت گذاشت. روحیۀ پرخاشگری سازمان ماعلیه روحانیت قشری، طفیلی و آنانی که با استفاده از معتقدات دینی مردم متدین ولی ساده دل ما مقاصد خودخواهانه واهداف آزمندانه وسیطره جویانۀ قومی و ملی خودرا تحت شعار اسلام کتمان میکنند ؛ ولی حاضرندبا شیطان همدست شوند از یکطرف؛و اعتراض بر حق سازمان ما علیه ستمگری ملی و استبداد تک ملیتی و اتخاذ سیاست عدم دنباله روی ازسوی دیگر کین توزی محافل حاکمۀ شوینستی ورقبای سیاسی را که اکثراً مشی دنباله روانه داشتند؛علیه سازمان ما بر انگیخت و اتهامات ناروایی از قبیل "ستمی"،"سکتاریست" ، " تجزیه طلب"،"ملحد"و "ناسیونالست تنگنظر" بر سازمان ما وارد نمودند.

س،ا،ز،ا با الهام از اصول و اندیشه های فوق به مبارزۀ خویش ادامه داد وبعد از کودتای فاشیستی و فاجعه آمیز 7ثور 1357 که منجربه غصب قدرت توسط ح،د،خ،ا و ایجاد رژیم مزدور ووابستۀ اجنبی و سرانجام تجاوز قشون اشغالگر شوروی بر حریم مقدس وطن ما گردید.
سازمان مادرکنار سائرنیروهای جهادی و ملی از نخستین قربانیهای رژیم بود و مهلک ترین ضربات را متحمل گردید. این سازمان به مثابۀ سازمان ملی، مستقل و غیر وابسته که همواره درکنار ملت و مردم خود زیستن ،مبارزه کردن و مردن را آموخته بود و مورد حمایت هیچ قدرت اجنبی قرار نداشت؛با احیا و باز سازی دوبارۀ خود در شرایط اختناق و پیگردشبکه های جاسوسی رژیم و حامیان خارجی آن به مبارزۀ جسورانۀ خویش ادامه داد و تا آنجایی که برایش مقدور بوداز یکسو در جنبش مقاومت ملی سهم گرفت و از سوی دیگر در برابر فشارهای رژیم مقاومت کرد.

. سازمان در مرحلۀ معینی از مبارزات خویش زمانیکه رژیم و حامیان خارجی آن عمدتاً ازاثرجنبش آزادیخواهانۀ مردم به عقب نشینی های اجباری وشکلی زیرنام سیاست مصا لحۀ ملی و آزادی و دموکراسی، آزادی فعالیت احزاب و سازمانهای سیاسی تن درداد؛این سازمان با اتخاذ مانورها و تکتیک های خاص و امضای پروتوکول که پیامدهای مثبت و منفی رادر قبال داشت؛علی الوصف انواع توطئه ها و دسیسه های دستگاه جهنمی" خاد" (خدمات اطلاعات دولتی)با استفاد ه از قانون احزاب به حیات علنی گذار کردوازینطریق بخاطر افشای سیاستهای عوامفریبانۀ حاکمیت ضد ملی ووابسته ، تحلیلهاوموضعگیریهای سازمان ،دفاع از جنبش جهادی ومقاومت ملی از تریبیونهایی که بدست آورده بود؛استفاده نمود و تحلیلها و موضعگیریهای سازمان در قبال حوادث پس از کودتای 7ثور پیرامون اوضاع کشوروجهان در نشرات تقریباً سه ونیم سال جریدۀ میهن بازتاب گسترده و روشن یافته است.

سازمان ما در مبارزه علیه رژیم وابسته اگر به دلائل روشن سلاح گرم کافی در اختیار نداشت؛ اما به وسیلۀ تریبونهای بدست آمده در افشای ماهیت وا بسته گی وضد ملی رژیم مزدور و طرد تجاوز روسها وروشن ساختن ذهنیتها در سطح ملی و بین المللی علیه آن سهم کوچک ولی آفتخار آمیز داشته است.

سازمان ما بدین باور است که تجاوز نظامی روسها و رژیم پوشالی تحمیل شده جز مصیبت ،تیره روزی و بدبختی به کشورمان ارمغان دیگری نداشته است.مقاومت دلیرانه وجانبازانۀ مردم ماوذهنیت مجامع بین المللی باعث شد که ارتش متجاوز باسر افگنده گی کشور را ترک نماید و متعاقب آن با گذشت زمان،رژیم با وصف برخورداری از حمایت بیدریغ باداران خارجی و اتخاذ سیاستهای محیلانه و عمدتاً استفاده ازاختلافات تنظیمهای جهادی و تقلاهای گوناگون نتوانست به عمر ننگین خویش ادامه دهد وسر انجام به برکت اتحاد وسیعی که بین نیروهای جهادی به رهبری فرماندۀ شهیراحمد شاه " مسعود"قوتهای مسلح شمال به فرماندهی قومندان دلیرونام آورستر جنرال عبدالرشید "دوستم"وسهم گیری فعال و آگاهانۀ جنرال عصیانگروباشهامت عبدالمومن ،سید حسام الدین حقبین همکاری و مشوره های به موقع و سودمند رهبر روحانی فرقۀ اسماعیلیه الحاج سید منصور"نادری" سقوط کردوانقلاب اسلامی وملی به پیروزی رسید. با به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی در کشور صفبندیهای نوینی با مضمون ملی پدید آمده است.از یکسو جبهۀ شوینیزم که به خاطر حفظ امتیازات سیطره جویانه و تسلط " قبیلۀ برتر"پا فشاری میکند و حاضر نیست خواستهای برحق و عادلانۀ ملیتهای محکوم رابرسمیت بشناسد و در[از] سوی دیگرجبهۀ ضدشووینستی دروجودجنبش ملی ـ اسلامی،حزب وحدت اسلامی،جمعیت اسلامی وسائر نیروهای جهادی که همسویی گستردۀ ملیتهای مستضعف در جهت هویت طلبی ملی آنها را باز تاب میدهد ،تقویت می یابد.

وضعیت کنونی بیانگر آن است که مشی سیاسی سازمان مابرشناخت درست ازواقعیتهای جامعه استوار بوده و حقانیت آن روز تا روزمهرتأیید یافته وصراحت بیشتر کسب میکند. اجلاس کمیته مرکزی تصریح نمودکه بانظرداشت واقعیتهای نوین؛یعنی فراگیرشدن مشی سازمان دروجود جنبش ملی اسلامی ،احزاب وتنطیمهای جهادی و توده های ملیونی بخشی ازاهداف آن براورده شده است. با نظرداشت این وضعیت نوین و غنی شدن مضمون کار سازمان با اهداف ،وظائف،شیوه ها و سبک کار قبلی محدود میماند و ازینرو لازم است شیوه هاوروشهای جدید رادر مطابقت با حالت کنونی به کار گیرد. تا ازیکطرف سازمان عمدتاٌ باخصلت روشنفکری به یک نهاد وسیع و فراگیر توده ای که زمینۀ عینی آن فراهم گردیده است؛ تکامل و استحاله نموده است.
درین استقامت اجلاس تأکید نمود که بخاطر تقویت روند فعلی روابط و تماسهای اعضا و ارگانهای مؤظف سازمان در جهت تأمین وحدت ، اتحاد و تنظیم همکاریهای صادقانه با نیروهای ملی اسلامی و غیر وابسته ادامه و گسترش یابد.

 اجلاس ساختار تشکیللاتی سازمان را موردارزیابی قرارداده بدین نتیجه رسید که ساختار تشکیلاتی موجوددر پیشبرد وظائف واهداف فوق مؤثریت ندارد؛بناءًبا ارائۀ رهنمودهای مشخص درزمینه فیصله نمود که تمام ساختار تشکیلاتی قبلی به شمول کمیته مرکزی لغو گردد.
                                                  ومن الله توفیق

                                                             این جا اشاره نماید